بـهشت گمشده

بــوی بادهای گیـــج و موذی می آیـــد....

بـــوی بــرگ های زرد و قرمز می آیـــد!!

بــــــــوی دیـــوانــــــــــگی.....

بـــــوی دلــتنـــــــگی،

بـــــــــوی یک عالمـــــه بغـــــــض.......

یک عالمــــــــه اشــــــک،

بـــــــــــوی بـــــــاران......بـــــــــوی خــــــاک........

بـوی یک عالمــه حس راه رفتن و خیـس شدن،

و باریــدن و عاشقـــی می آید....

بــوی یک عالمــه نبودن های تـــــــــو

بــوی یک عالمــه دلتنــگ ماندن های مــــــن

بــوی فصل سیــــب می آیــد،

بــوی انجیــر و نارنـــگی های سبز می آیـــد،

اینجا بوی ناب پاییـــــز می آیـــد...

و دلی در حجم نبــودن کسی دارد از پــا در می آیــد!!

بــوی پاییــــز می آیـــد

و اینـــجا دلی عجیـــب تنـــگ است.....!!!

 

نوشته شده در یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 14:45 توسط سـارا|

زندگی است دیگر.....

همیشه که همه ی رنگ‌هایش جور نیست ،

همه ی سازهایش کوک نیست ،

باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،

حتی با ناکوک ترین ناکوکش،

اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،

حواسمان باشد به این روزهایی که دیگر بر نمی گردد،

به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،

به این سالها که به سرعت برق گذشتند،

به جوانی که رفت.....

میانسالی که می رود......

حواسمان باشد به کوتاهی زندگی،

به زمستانی که رفت ،

تابستانی که دارد تمام می شود کم کم،

ریز ریز.....آرام آرام......نم نمک......

زندگی به همین آسانی می گذرد.

ابرهای آسمان زندگی گاهی می بارد گاهی هم صاف است،

بدون ابر.....بدون بارندگی......

هر جور که باشیم می گذرد،

روزها می گذرند....

نگران هم نباش....

روزگار یادمان می دهد با ناکوک ترین سازش چطور برقصیم....

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 16:10 توسط سـارا|

سـلام آقـــــا....

تارو پود وجودم یخ زد...!!

از همان لحظه ای که برای بار آخر....،

از باب الرضا دست به سینه از محضرتان خداحافظی کردم.

آقـــــای من....

می دانم که با هرم اشکها آشنایی و راز دلتنگیهای نفس گیر را خوب میدانی،

می دانم که دستهای اجابت را می فشاری و با قلقله نیازها در صحن و سرایت

کسی را نا امید از درگاهت نمی رانی....!!

هربار که پایم لغزید و دوباره به سویت آمدم باز زیر سایه ات جا داشتم،

می دانم که وقتی تلخ و کلافه و خسته ام،

برای رهایی از این همه دغدغه " تو" را طوری طواف کنم....

که تعبیر عاشقانه های با تو بودن در وجودم جان بگیرد.

آقـــــای من....

وقتی دیر می شود و طلبیده نمی شوم،

خیال فاصله گرفتن از" تو" کابوس می شود کنج دلم!!

وبود و نبودم بوی هراس می گیرد....

و این "تو"یی که مرا از پیله ام بیرون می کشی و....

به یادم می آوری جایی در این شهر،گنبد و بارگاهی است

که می تواند به مهربان ترین شکل ممکن

این بیقرار نا آرام را آرام کند.....

دلم می خواهد زیارت نامه ات را ضیافت قلبم کنم،

بغض کنم و بغضم بترکد و در وادی درد دلهای اشک آلودم به لکنت بیفتم...

آقـــــای من....

بیقرار دستی هستم که تو از سر کَرَم و کرامت بر سرم می کشی....

تا یادم بماند که بهــشت گمــشده همینجاست،

همینجـــایی که تــــو،

تسلی میدهـــی..

آرامش می بخشــی...

و اجــــــــــــابت میکنــــی....

راستی آقــــا....

از بزرگترها شنیده ام هر جا که باشم.....

دست به سینه که بگذارم و رو به بارگاهتان خالصانه که بخوانمتان،

انگار در جوار حرمتان شما را زیارت کرده ام......

پس در میان آسمان ها حرمتان را دوباره می بویم و.....

اذن دخول می خوانــــم:

"اللهـــم انــی وقـفت علـی بــاب من ابــواب بیــوت نبیــک...."

 

نوشته شده در شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 21:13 توسط سـارا|

جــای دوری نمی روم....

اصلا جایی نمی روم که تـــو نباشی!

نهایتش می روم تا ته دلتنــگی...

چرخی می زنــم دور سردرگمی

آخرش می فهمم همه ی راه ها به تـــو ختم می شود

برمی گردم و زانـــو می زنم تا بـــاور کنی،

که همه ی رفتن های من به تـــو ختم می شود

که همه ی دلتنگی های من برای تـــوست.....

 

نوشته شده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 20:17 توسط سـارا|

وقتی اینگونه دلم تنگ است......

 

به هر دری می زنم بسته است و  همه راهها بن بست هستند!!

 

گویی زمین و آسمانت با هم تبانی کرده اند تا مرا زیر فشار لحظه ها خرد کنند،

 

زمان، ثانیه های ماسیده و سمجش را به رخم می کشد...!

 

تا هر لحظه یلدایی شود و ماهی و سالی......

 

دلم که می گیرد، آرامشم در ناکجای این دنیای بی کرانت گم می شود!!

 

غربتی غریب بر جانم چنگ می اندازد، گویی هر نسیمت طوفانی مهلک است....

 

زیبایی ها رنگ می بازند و خورشید دلم یخ می زند

 

کو گرمای کلامت که میگفتی:

 

"مـــن همیشـــه با تـــو ام......"

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 13:55 توسط سـارا



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت